|
گفتند: شکست يعني تو يک انسان در هم شکسته اي! گفت: نه ! شکست يعني من هنوز موفق نشده ام.
- آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی خود ماه است که او را پایبند می کند . تاگور
آنگاه که کسی در اندیشه توست، گفتن آسان تر است، شنیدن آسان تر است، بازی کردن آسان تر است، کار کردن آسان تر است، آنگاه که کسی در اندیشه توست، خندیدن آسان تر است. بی یار در کنار ، رود از جریان باز خواهد ایستاد، اگر تنها محکوم به پیوستن به جویبار باشد، دریا هرگز لب به خنده نمی گشاید، اگر ابرها نباشند تا بر اشکهایش بوسه زنند، و بی یار در کنار دنیا جای زیبایی برای ماندن نیست.
عشق ... شادی خوبان ، شگفتی عاقلان و حیرت خدایان است.
عاشقی زمانی است که دیگری را دریابی به تمامی از آن اویی به هنگام نیاز به تو احساس کند نه تنها هرگز شکست یا ناکامی او را موجب نخواهی شد بلکه در همه حال در کنارش خواهی ماند
دو مشت گل در دست گیر ، تا آنجا که می توانی بهم بیامیزشان، از مشتی از آن تندیس من، و از مشتی دیگر تندیس خود، اکنون بی درنگ تندیس ها را خرد کن ، دوباره بهم بیامیزشان، از نو هر دو را بیافرین، یکی به شکل تو ، و دیگری به شکل من، گل من گل توست، و گل تو گل من.
فصل حقیقی عشق لحظه ای است که
در یابیم تنها ماییم که عاشقیم و کس دیگری چون ما عاشق نبوده است، و هیچکس دیگر نیز چون ما عاشق نخواهد بود. نمی خواهم چنان بی نیاز باشم که تصور کنم خود به تنهایی می توانم راه پیش ببرم، یا چنان آزاد که نیازی نداشته باشم تا زندگی را با دیگری تقسیم کنم، و نمی خواهم چنان بر خود مسلط باشم ، که نگویم خواهان توام، نیازمند توام، و همیشه دوستت دارم
توماس.آر.دادلی به هوش که آمد تنها خاطره اش طوفان،غرق شدن کشتی و فریادهای کمک بود.هیچ خبری از دیگر مسافران نبود.در جزیرهای ناشناخته!با ترس و لرز به دنبال سر پناهی در این سرزمین اسرار آمیز به راه افتاد!اما حاصلی جز یاس و خستگی نداشت،سرانجام خسته و از پا افتاده ،موفق شد از تخته پاره های موجود کلبه ای بسازد.تا خود را از عوامل زیانبار محافظت کندو دارایی اندکش را در آن نگه دارد.اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود،به هنگام بازگشت دید کلبه اش در حال سوختن استو دودی از آن به آسمان می رودو این بدترین اتفاق ممکن بود،از شدت خشم فریاد زد:خدایا همین اندک را بر من نپسندیدی؟ چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟ صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی که به ساحل نزدیک می شد،از خواب پرید.فهمید نجات یافتهاست.نمی دانست چه بگوید.با لکنت زبان و خشحالی تمام از نجات دهندگان پرسید: از کجا فهمیدید من اینجایم؟ و آنها جواب دادند:مگر تو با دود علامت نمی دادی؟ آری وقتی اوضاع خراب می شود،نا امید شدن آسان است،اما باید به یاد داشت که دود حاصل از سوختن همهی آرزوها و دارایی هایمان به سرعتی باور نکردنیمی تواند نشانه های عظمت وحضور خدا را آشکار سازد.
این نگهبان سکوت
شمع جمعیت تنهاست راهب مهبد خاموش ها حاجت دگر نومیدی......... چشم بر راه پیامی گرمی بازو مهر نیست خفته در سردی آغوش پر آرامش یاس که بیدار شود از نفس گرم امید سر نهاده است بر بالین شبی هرگاه ديدی گناهی آنقدر بزرگه که نميشه ببخشيش، بدون كه اوون از کوچيکي قلبته نه از بزرگي گناه!!
به همه عشق بورز به تعداد كمي اعتماد كن و به هيچ كس بدي نكن. زندگي 3 بار بهت دروغ ميگه ......... 1 - وقتي به دنيات مياره ........ 2 - وقتي عاشقت ميكنه .......... 3- وقتي زندگيت رو ازت ميگيره تا بهت بگه همش خوابي بود و بس!!
تو مال من
زندگی مال تو مرگ مال من، راحتی مال تو گرفتاری مال من، شادی مال تو غم مال من، همه چيز مال تو ولی تو مال من |
|
||





